باسلام.
باسلام دوستان میخواستم یه مقاله درموردازدواج درسنین پایین بنویسم لطفادوستان بانظرات وپیشنهادات خود.حقیررادراین امریاری کنند...
نظرات وراهنمایی های خودرادربخش نظرات مکتوب نمایید..
یاعلی
حجاب-عفاف-پوشش-مد-تهاجم فرهنگی-
باسلام دوستان میخواستم یه مقاله درموردازدواج درسنین پایین بنویسم لطفادوستان بانظرات وپیشنهادات خود.حقیررادراین امریاری کنند...
نظرات وراهنمایی های خودرادربخش نظرات مکتوب نمایید..
یاعلی
بسم الله الرحمن الرحیم
پنج کیلومترتاجهنم(غرب)
پنج کیلومترتاغربی شدن صداوسیمای غیراسلامی جمهوری اسلامی
وقتی میگوندصداوسیمای دولتی ایران همه فکرمیکننداین صداوسیما هیشه تریبون جمهوری اسلامی است اما این رسانه فقط۲۰٪برای اسلام وجمهوری اسلامی است وبقیه اش...
۱-مثلااین رسانه ملی هست متعلق به همست بایدجامع باشدبایدفرهنگ سازی کندنه تخریب فرهنگ . اینکه درماه مبارک رمضان بلافاصله بعدازافطارمردم سریالی رامیبینندکه ساخته ذهن کارگردان است.فرهنگ سازی است؟؟؟این جه فرهنگی است؟؟
دوروح سرگردان مانند دنیا یکی پسرودخترباهم دوست میشوندبه سینمامیرونددرکلاس دانشگاه تحصیل میکنندبگو وبخندمیکند... مامسلمانیم کجای اسلام این چیزهاآمده؟ رسانه بایدمناره اسلام باشد نه مروج تفکرات کارگردانان چقدرمردم مابامشاهده سریال های ماه رمضان متنبه شدند آیاهدف مشغول کردن مردم است یاترویج فرهنگ واسلام ناب محمدی اینکه مردم رامشغول کنید تادرخانه هابمانندوتفکرات کارگردانان راببینندآیاترویج فرهنگ اسلامی است؟؟

یااینکه بلافاصله بعدازاین سریال. خنده بازاربابه تمسخرگرفتن خلق الله میخواهدمردم رابخنداند این کجای اسلام است اسلام مارا ازاین کارهامنع کرده این هاترویج فرهنگ ضداسلام است کجااسلام گفته اگرانتقادجدی اثرندارد بابزرگنمایی وتمسخرانتقادطنزبسازیداسلام میگویددشمن خودراهم تمسخرنکنیداین هاهمه تفکرات غرب است که رسانه ما بابرچسب دین عرضه میکنداگربگوییم۸۰درصدبرنامه هایی که رسانه ماداردقلب دشمنان وشیاطین راشادمیکنداغراق نکرده ایم .این که مردم مشغول وسرگرم شوندسیاست غربی هاست.آنهامردم رابافوتبال وسینماوسکس و...مشغول میکنندتاهرسیاستی که خواستنداجراکنندومردم هم کاری به کارآنهانداشته باشند...ماکه همش تبلیغ میکنیم مردم بایددرسیاست حضورفعال داشته باشندچون نظام مامردمی است نبایدرسانه ماسیاست های غرب رادررسانه اجراکند.امروزرسانه مابیشترمروج سیاست های غربی وسربازآنهاست البته ناخواسته.رسانه به جایی تبیین فضای سیاسی جهان به جای اینککه مردم راآگاه کندکه دشمن میخواهد دهکده جهانی برژاکندونظم نوین جهانی ارائه کندشیطان وقوانین شیطان برجهان حاکم کندخودش آخرالزمان سازی کندکه کرده ویامنجی وموعودجعلی به مردم ارائه دهد ازدوروح سرگردان که همه ی داستان کذب محض است سخن می آوریم مااین همه شهیدندادیم این همه جانبازان وشیمیایی هانرفتندجبهه تاامروزصداوسیمای این مملکت سیاست رسانه ای غرب رااجراکند
۲-پخش سخنان ولی امرمسلمین جهان فقط یک بار
رسانه مافقط یک بارسخنان رهبراین مملکت را که ازنظرقانونی ومعنوی شخص اول این مملکت است ودرمقام ولایت است راپخش میکندواگرکسی نتوانداین سخنان ارزشمندونورانی راگوش کند بایدبه سایت هارجوع کند.
چرا رسانه ماتکرار سریال ها راپخش میکند؟ سریال های سال های پیش را پخش میکند؟مسابقات فوتبال سال های پیش راپخش میکند ؟اماگلچینی ازبیانات رهبراین انقلاب راپخش نمیکند؟بعدازپخش بیانات حضرت امام خامنه ای درشب آن دیدار" دیگراین بیانات ارزشمنددرآرشیوصداوسیما دفن میشود.چرا کلیپ های این بیانات ارزشمندرابایدازسایت هادریافت کرد؟؟ نکندرسانه ملی برای همه برنامه های غیرلازم وغیرضروری وبی فایده امثال خنده بازار.پنج کیلومترتابهشت و...زمان دارداما برای بیانات امام امت زمان نداردآیاصداوسیمانمیتواندنکات طلایی سخنان رهبررابه صورت کلیپ پخش کند؟پس چرانمیکند؟؟

واقعااین تاسف بارنیست که رهبرایران درصداوسیمای جمهوری اسلامی هم غریب است
چرا این طوری هست؟؟؟
البته جای تقدیروتشکرداردکه بعضی ازشبکه های استانی مثل شبکه قم درهنگام ساعت اتمام شبکه بخش کوتاهی ازبیانات معظم له راپخش میکند...
استثنائات امیدوارکننده
-برنامه سمت خداوزلال احکام وبرنامه گره نیز ازاستثنائات خوب صداوسیماهستندالبته اگربگذارندادامه پیداکند...
۳-صداوسیمابه کجامیرود؟
یادتان هست تاهمین چندسال پیش واحدمرکزی خبربه مناسبت های گوناگون ملی چه مستندهای زیبایی تهیه وپخش میکردمانند:شاخص-سیره عملی امام روح الله-دفاع مقدس...اماحدود۱سال است که دیگرمستنداتی اینگونه تهیه نمیشود..البته مستندتولیدوپخش میشودامانه به کیفیت ومحتوای مستندات قبلی...چرادیگرامثال مستندات شاخص که دهن تمامی مدعیان دروغین خط امام رابست پخش نمیشود؟
چرابهترین مستندات سیاسی رابایدازسایت هادریافت کردویاازبازارتهیه کرد؟؟مگرصداوسیمانباید باتولیدمستندات سیاسی روز کشور" فضای سیاسی راتبیین کند؟پس چرانمیکند؟
-راز
برنامه راز:این برنامه بسیارعالی همکنون درحال پخش است البته اگربگذارند...همینجاازنادرطالب زاده بابت این برنامه بسیارعالی تشکرمیکنیم.
چراوقتی امثال حجت الاسلام جهانشاهی(طلبه سیرجانی)ویا دکترعباسی به برنامه رازدعوت میشوند ازطرف پخش باحضورآنهامخالفت میشودوآنهانمیتواننددرصداوسیماکه رسانه ملی است حضوریابند...ظاهرابایدمنتظرعدم حضورتمامی نیروهای حزب الله امثال حاج آقای پناهیان و...درصداوسیمابود.چون نمیگذارند.
-جوان مرگ شدن دیروزامروزفردا-
برنامه روبه فرداودیروز-امروز-فردا:یادتان هست که بعدازحماسه عظیم۹دی درشبکه۳ توسط نیروهای حزب اللهی برنامه ای تهیه شد به نام روبه فردا:که توضیح ندهم یادتان هست...بعدنام برنامه عوض شدوشددیروز.امروز.فردا.این برنامه بسیارعالی که داشت به کارخودبه طورعالی ادامه میداد ناگهان ازسوی مسئولین صداوسیماموردهجوم خاموش قرارگرفت ومسئولین دلسوزبادخالت دراین برنامه وتعویض کادرومجری این برنامه ودعوت ازمیهمانان خشک(غیرازدومورد:شریعتمداری وپناهیان)این برنامه رادرعین پخش منظم به برنامه ای سرد.خشک.بیروح وبی استفاده تبدیل کردند. که به شدت استقبال ازآن کاهش یافت ودرواقع این برنامه مرد...
همینجاازمسئولین زحمت کش صداوسیماتشکرمیکنیم که قلب دشمنان داخلی وخارجی رابااشتباهات خودشاد ومسرورکردند....
صداوسیما مناره اسلام بایدباشد...
به امیدرسانه اسلامی...
منبع:بصیرت پایدار.http://irankarbala.blogfa.com/
ازدواج زودهنگام(درسنین پایین)
آیت اللّه سیدمحمدحسین فضل اللّه
ترجمه: مجید مرادی رودپشتی
اسلام مسأله ازدواج زودهنگام را پیشنهاد کرده است و اصل ازدواج را حالتی کاملاً طبیعی دانسته است و آن را از همه آرایه ها و پیرایه هایی که دیگران بر آن بسته اند، مثل طرح شرایطی چون پختگی فکری و اجتماعی و داشتن امکانات اقتصادی و ... ـ به دور داشته است.
اسلام به امر ازدواج ـ به یک لحاظ ـ به عنوان وسیله ای برای اشباع جنسی زن و مرد می نگرد و معتقد است که ابعاد دیگر به موازات این پیوند، مجال رشد و تکامل خواهند داشت، درست همانند دیگر پیوندها.
اما در مورد مشکل آوارگی و مشکل تربیت، قطعا امکان پیدا کردن راه حل مناسب برای آنها وجود دارد. زیرا این مسایل و مشکلات به هر حال ـ چه در صورت وقوع زودهنگام ازدواج و چه در غیر این صورت ـ رخ خواهد نمود. اما اسلام بر ازدواج زودهنگام دختران و پسران جوان تأکید می ورزد و مهر را تنها به عنوان یک شکار، لحاظ و معتبر کرده است و بر آسان گیری ازدواج از جهت قید و بندهای اقتصادی و مالی که سنتهای اجتماعی آن را واجب می داند، تأکید ورزیده است.
می توان چنین فکر کرد که در محیط جامعه اسلامی، دانشجویانِ مشغول به تحصیل می توانند ازدواج کنند و همچنان به تحصیل خود ادامه دهند و اگر هر دو در دانشگاه درس می خوانند، مدتی را در منزل پدری خود به سر برند و یا اتاقی اجاره کنند و در عین حال واقعیت زندگی خود را با ساده زیستی ای که اقتضای حال و روزگار دانشجویی است، منطبق کنند.
امروزه می بینیم سنتهای اجتماعی با تحمیل قیود اقتصادی و الزامات اجتماعی سنگین خویش می تواند پرده هایی آهنین در برابر مسأله ازدواج ایجاد کند و چنان شود که ازدواج تنها در سنین سی سالگی و بالای سی سال میسر شود.
خلاصه سخن از دیدگاه اسلام، ازدواج زودهنگام ـ رغم در برداشتن مشکلاتی ـ اساسی ترین راه حل است.
جنسی
از نظر فقیهان مذهب امامیه راه حل دیگری وجود دارد که آن، ازدواج موقت یا عقد گسسته است که البته در این مسأله بویژه نسبت به دوشیزگان تحفّظات شرعی و در مورد بیوگان و طلاق گرفتگان، حساسیت غیر شرعی وجود دارد اگر چه برای ازدواج موقت این دو گروه مشکل شرعی ای وجود ندارد.
اسلام مسأله پیوند دو جنس را برای اشباع نیاز جنسی، پیوندی پست نمی شمارد و موجب خوارداشت شخصیت و کرامت زن نمی داند. زیرا اسلام نیاز جنسی را همانند نیاز به آب و غذا نیازی طبیعی می داند و طبعا هنگامی که انسان می خواهد این گرسنگی جسمی و جنسی خویش را با پیوستن به انسان دیگری برطرف کند به کرامت و شخصیت او آسیبی نرسانده است، زیرا اگر بخواهیم با این توهمات که فضای مسأله را مبهم می کند با آن روبه رو شویم از روح مسأله ـ که امری طبیعی است ـ دور افتاده ایم.
«غریزه جنسی» واقعا حالتی طبیعی است و زن این امکان و مجال را دارد که بخواهد به شکلی طبیعی و از طریق مردی که با او تفاهم کامل دارد [با رعایت زمینه های شرعی و قانونی] نیاز غریزه جنسی اش را اشباع کند. مرد هم به عکس چنین امکانی دارد بی آنکه یکی از این دو دیگری را تحقیر کرده باشد چرا که پیوند زناشویی، سنتی الهی است و [بنا بر
عقیده مذهب امامیه] در صورتی که مرد و زن نتوانند پیوند زناشویی پایدار برقرار کنند، می توانند با حفظ شرایط شرعی و با توجه به مقررات و سنتهای اجتماعی ـ در صورتی که جامعه تحمل پذیرش داشته باشد ـ پیوند زناشویی موقت و مدت دار برقرار کنند.
در باره مسأله فرزندانی که هر چند ناخواسته از این نوع پیوندهای زناشویی به هم می رسد، مشکلی وجود ندارد چرا که آنان فرزندان مشروع [پدر و مادر خود] هستند.
مشکل اساسی از ناحیه اجتماع احساس می شود که همه روزنه های اشباع این گرسنگی افسارگسیخته را ـ که در این مرحله پا به نهاد انسان می گذارد ـ به روی دختران و پسران جوان می بندد.
اجتماعی، مفهوم «غریزه جنسی» چگونه می تواند راه راست خود را به دور از عقده ها و پیچیدگیها و مشکلات، بپیماید؟
آیت اللّه فضل اللّه : این امر با تغییر مفهوم ارزشی جنس (غریزه جنسی) در ذهنیت اجتماع و خارج کردن آن از تصورات پلیدانگارانه نسبت به آن و اصلاح ذهنیتهایی که آن را مایه خواری کرامت زن می داند و نیز با انقلابی اجتماعی و عصیان بر سنتهای ازدواج به هدف تحول مسأله غریزه جنسی به رابطه ای ساده و طبیعی و به دور از آرایه ها و پیرایه های اجتماعی ای که از تمدنهای غیر اسلامی به جامعه، منتقل شده است، میسر خواهد بود. زیرا اسلام می خواهد ازدواج حالتی درونی برای زن و مرد باشد.
در اینجا نکته مهمی شایسته ذکر است و آن اینکه عقد ازدواج به هیچ قدرت دینی و سنت اجتماعی ای نیازمند نیست که آن را به
شکلی شرعی محقق کند. بنابراین کافی است که زن ـ در صورت وجود شرایط شرعی در شخصیت زوجین ـ به مرد بگوید: زوّجتک نفسی بمهرٍ قدره کذا. من خود را در مقابل مهری که اندازه آن فلان قدر است به زوجیت تو درآوردم. و مرد بگوید: قبلت الزواج بالمهر المعلوم او الشرط المعلوم. ازدواج را با توجه به مهر شناخته شده و یا شرط مشخص شده پذیرفتم.
در مذهب شیعه امامیه وجود دو شاهد در ازدواج شرط نشده است، البته وجود دو شاهد مستحب است. زیرا گاه انسانها در شرایطی نیازمند ازدواج هستند که دسترسی به دو شاهد ندارند. اما مسأله ثبت ازدواج در نزد هیأتی رسمی یا شرعی برای قانونیت بخشیدن به آن
و قابلیت اثبات آن، همانند هر عقد و معامله دیگری است. مشروعیت پیوند یا عقد منوط به وجود و حضور چنین هیأتی نیست، زیرا مشروعیت پیوند ناشی از عقدی است که به عنوان امری ویژه بین دو نفر تبادل می شود. درست همانند مسأله خرید و فروش و شرکت و از این قبیل امور.
حل مشکل جنسی در عین پرهیز از شیوه های انحراف آمیز، بر ما ایجاب می کند که مسأله ازدواج را آسان بگیریم و آن را از پوشش ابرهای متراکم سنتهای اجتماعی که آن را به شکل مشکلی سخت در عرصه زندگی دختران و پسران جوان درآورده است، بیرون آوریم. درآمدن مسأله ازدواج به شکل معضلی دشوار، دختران جوان را به سمت وسیع ترین باب انحراف، راهنمایی و راهبری می کند.
[مخالف [... بین دختران و پسران جوان ... چیست؟ آیا این امر مشروع است، بویژه اگر بدانیم که این دوستی گاه به شکلی غیر ارادی درمی آید؟
آیت اللّه فضل اللّه : اسلام خواسته است تا همه مردم ـ از زنان و مردان ـ گوهر احساس انسان دوستی را به دست آورند. این احساس، فرد را با انسانهای دیگر چنان مهربان می کند که او درمی یابد رابطه مهرآمیزش با دیگران به شأن انسانی او گره خورده است. این احساس او را به پاسداشت و حمایت از انسانهای دیگر و برآوردن نیاز و حفظ کرامت و احترام به شخصیت انسانی اشان وادار می کند.
در روایتی که از رسول اکرم(ص) به ما رسیده است ایشان ایمان را با مسأله دوستی مرتبط دانسته و فرموده اند: «لا یؤمن احدکم حتی یحب لاخیه ما یحب لنفسه و یکره له ما یکره لنفسه».
کسی از شما مؤمن نخواهد بود مگر آنکه برای دوستش همان را بخواهد که برای خود می پسندد و همان را ناخوش دارد که برای خود نمی پسندد. از این حدیث درمی یابیم که اسلام بر موضوع دوستی ای که به تو احساس همدردی با دیگران ببخشد تا آن حد تأکید می ورزد که این سطح از دوستی را مظهر ایمان می داند. بنابراین اگر نگاه تو به دیگران نگاهی جامد و بی روح و بی تفاوت باشد و به امور دیگران اهتمامی نداشته باشی مؤمن نخواهی بود. در بعضی از احادیث دیگر نیز به این مضمون برمی خوریم. مثل «من اصبح و لا یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم» هر کس شبی را به روز برساند و به امور مسلمانان اهتمام نورزد مسلمان نیست.
مسأله حایز اهمیت این است که بر انسان لازم است که در مسایل انسانی، نسبت به دیگران مهر بورزد. در حدیثی از امام جعفرصادق(ع) آمده است که ایشان در پاسخ کسی که از ایشان در باره دوستی و محبت پرسیده بود فرمودند: هل الدّین الاّ الحبّ؟ آیا دین چیزی جز دوستی و محبت است؟
این مسأله در ابعاد انسانی دوستی است اما در اینجا مسأله دیگری مطرح می شود که به بعد غریزی [و جنسی [انسان ارتباط پیدا می کند. این شکل دوستی انسان را وادار می کند تا دیگری را دوست بدارد، درست همان طور که آب و غذایش را دوست می دارد. بنابراین این گونه دوستی، رویکردی به بُعد جنسی ای دارد که این فرد در انسان دیگری می یابد. چنین حالتی در بسیاری از نوجوانان در مرحله بلوغ و پس از آن وجود دارد که در شیفتگی نسبت به زیبایی جسمی و احساسات جنسی و از این قبیل نمود پیدا می کند. ملاحظه می کنیم که اسلام از انسان ـ زن و مرد ـ خواسته است تا به شیوه ای وارد این نوع دوستی شوند که به ازدواج بینجامد. بنابراین مانعی نیست که مرد به زنی که دوستش دارد و شیفته زیبایی او شده است رغبت پیدا کند تا با او ازدواج کند و از این رو است که اسلام نگاه کردن مرد را به زنی که قصد ازدواج با او دارد و در صدد تحقیق و سنجش و ارزیابی است، مباح نموده است. اما دوستی ای که بازیچه است و دوستی ای که بیهوده و پوچ و سرگرمی است و دوستی ای که فعالیت جنسی را حرکتی افسارگسیخته می داند نه تابع قانونی که پیوند مذکر و مؤنث را در دایره ازدواج حفظ می کند، چنین دوستیهایی از دید اسلام به شدت مردود است و نیز بالاتر از
این هر چیزی که به انحراف جنسی بیانجامد چه گرایش قلبی باشد یا توجه با چشم[چرانی[ یا چیزی که زبان انسان بدان گشوده شود یا دست و دیگر اعضای بدن به حرکت درآید و خلاصه سخن، هر گونه رفتار و عمل و تصوری که به فعالیت جنسی [خارج از محدوده زناشویی [بیانجامد چه به نحو زمینه سازی و چه انگیزش و چه به صورت تماس مستقیم باشد از نظر اسلام محکوم و مردود است زیرا این گونه فعالیتهای غیر شرعی مشکلات اخلاقی ای را به بار می آورد که انسان را از صراط مستقیمی که خداوند برای او اراده فرموده است دور می کند.
اما هنگامی که از دوستی به عنوان حالتی روانی و غیر اختیاری سخن می گوییم باید توجه کنیم که ما نمی توانیم هیچ قانونی موافق با این مزاج عاطفی تشریع کنیم. زیرا خداوند انسان را به آنچه که طاقت ندارد یا به امری نامعقول مکلف ننموده است. اسلام می خواهد که عاطفه، عقلانی شود و از این رو انسان را فرامی خواند که عاطفه اش را به شیوه ای عقلانی تثبیت کند و به عبارتی دیگر، بکوشد در ژرفای مسایل غور و اندیشه کند و در حد سطح باقی نماند. این همان شیوه تربیتی ای است که اسلام بر اساس آن دختران و پسران جوان را پرورش می دهد. بنا بر این شیوه تربیتی، دختر و پسر نباید به یک نگاه اتفاقی و یا انگیزه های سطحی به یکدیگر تمایل پیدا کنند. اسلام این اصل را تنها و تنها در مورد پیوند زناشویی گوشزد نمی کند بلکه در همه روابط انسانی مثل رفاقت و شراکت و جز اینها نیز بر این اصل تأکید می ورزد.
از جانب دیگر، اسلام ضوابط و مقرراتی برای روند آشنایی [دختر و پسر] نهاده است به این ترتیب که آن دو را به خلوت گزیدن دلیر نمی کند و به آن دو اجازه نمی دهد که این سطح دوستی را به مرز لمس و تماس بدنی یا اعمالی بکشانند که به انگیزش غریزی می انجامد.
در عین حال آن دو را از ابراز سخن پاک و مهرآمیزی که حاکی از عمق دوستی و محبت است که راه را به سوی پیوندی شرعی می گشاید بازنمی دارد.
«عشق پاک» یا «محبت عفیفانه» نامیده می شود سخن بگوییم؟
آیت اللّه فضل اللّه : وقتی شما از محبت به عنوان یک احساس سخن می گویید نمی توانید آن را به عشق پاک و عشق غریزی تقسیم کنید. البته نمی توان انکار کرد که حالتی هم از غریزه جنسی وجود دارد که گاه به آن «عشق» اطلاق می شود. در اینجا در حقیقت نوعی شیفتگی غریزی نسبت به جسم انسان دیگری پیدا شده است نه حالت عشق و محبت نسبت به او.
مسأله شیفتگی جنسی نوعی فعالیت جسمانی است در جهت قرب به مقصود، بی آنکه جنبه انسانی کمترین نقشی در آن داشته باشد.
اما محبت و دوست داشتن، گونه ای از احساس انسانی است که به انگیزه وجود صفتی نیک و زیبا یا اندیشه و عملی متعالی در کسی، تو را مجذوب او می کند. بنابراین ما باید فرق بگذاریم بین احساسی که زمینه ساز تحریک جنسی است و احساسی که زمینه ایجاد ارتباط تو است با انسانی دیگر، آن هم به انگیزه برقراری پیوندی طبیعی بر اساس احترام به او.
جوانان عرضه بداریم؟
آیت اللّه فضل اللّه : من مسأله را در محدوده ویژه ای محصور نمی کنم. چه بسا نیاز به کتابهایی داریم که این اندیشه را روشن کند، همان طور که وقتی با مردم از احکام شرعی سخن می گوییم لازم است واژه های مربوط به جنسیت را به کار ببریم تا مردم تکالیف شرعی خود را در این زمینه بشناسند. من در پاسخ به پرسشهایی این چنینی که از من شده است تجربه ای دارم و آن اینکه در پاسخ به صراحت از برخی مسایل جنسی ای که زمینه پذیرش اجتماعی داشته و قابل تحمل بوده است سخن گفته ام. زیرا فرهنگ جنسیت همانند هر گونه فرهنگی دیگر است. بر ما لازم است که آن را ترویج کنیم، البته با شیوه های علمی و از طریق کتاب یا با استفاده از روش تدریس و یا گفتگوی خانوادگی و یا گفتگوی عمومی.
مسأله جنسیت چیزی است که به جسم انسان مرتبط و متصل است و با فعالیتهای غریزی گره خورده است. پس طبیعی است که انسان تمام این امور را بشناسد و قطعا تحریمها و خط قرمزکشیدنهای جامعه پیرامون این مسأله ـ که به روشنی مشاهده می کنیم ـ، تحت تأثیر عادات و سنتها و انباشته های تاریخی است. بنابراین، رویارویی ما با این سنتها به این هدف است که این سنتها را با تیغ حکمت پاره کنیم تا دردسرهای بیشتری برایمان به بار نیاورند.
جنسیت
است؟ آیا سن مشخصی در نظر دارید که برای چنین فرهنگ دهی ای مناسب و شدنی باشد؟
آیت اللّه فضل اللّه : اسلام باب ورود به فرهنگ جنسیت را به روی تمامی مسلمین گشوده است. این حقیقت را از متن آیاتی از قرآن که در باره روابط جنسی و به گونه ای تقریبا رُک و صریح سخن گفته است درمی یابیم. حتی تعبیری که قرآن کریم درباره ازدواج به کار می برد و معنی لغوی ازدواج است بیشتر از آنکه اشاره به معنی عقد و پیمان داشته باشد اشاره به معنی جنسی دارد و آن، واژه «نکاح» است.
اگر بخواهیم سنت شریف معصومان «علیهم السلام» را بکاویم احادیثی را می یابیم که از مسایل جنسی مانند مسایلی که مربوط به روابط مرد و همسرش، مستحبات این روابط، و فضاهای حاکم بر آن سخن گفته است، حتی در چندین حدیث به صراحت و به طور طبیعی، اعضای جنسی نام برده شده است طوری که انسان احساس می کند جامعه عصر رسالت این نوع سخن گفتن را منافی اخلاق نمی دانسته است.
و چه بسا برمی خوریم به احادیثی از رسول خدا(ص) که محور آن گفتگوی آن حضرت است با کسی که نزد ایشان آمده و به زناکاری خویش اقرار کرده است. می دانیم که آخرین سؤالی که از زناکار می شود این است که به انجام عمل جنسی آن هم به لفظی که امروزه مردم از گفتن صریح آن شرم دارند، اعتراف کند.
نیز احادیثی را درمی یابیم که به همین وضوح از مسایل مربوط به زن مثل حیض و نفاس و استحاضه و مسایل زناشویی از جهت جنابت و ... سخن گفته است.
هنگامی که کتابهای فقیهان و ابواب فقهی ای را که پیرامون مسایل جنسی بحث می کند مطالعه می کنیم، می بینیم که مطالب ارائه شده در باره ویژگیهای مسأله جنسیت چه در مورد اعضای جنسی و چه در مورد عمل جنسی و حالات و اوضاع مربوط به آن، به صراحت و روشنی بیان شده است.
همچنین مشاهده می کنیم که علمای گذشته در کتابهایشان در باره مسایل جنسی و نکات و لطایف و نوادر و از این دست، مطالبی نوشته اند که جامعه امروز آنها را مطالب غیر اخلاقی می داند. در بعضی از کتابهای قدیمی که عالمان پاک و زاهدی آنها را نگاشته اند به بخشها و فصلهایی برمی خوریم که از شیوه های غیر عادی و غیر متعارف جنسی سخن گفته اند. گویا پایه و انگیزه کارشان این بود که فکر می کردند نگاشتن این مطالب به زوجها فرهنگ جنسی می بخشد و در نتیجه، آنان با دانستن این مسایل، خواهند توانست نیازهای طبیعی خویش یکدیگر را برآورده کنند و نیاز به آن نباشد که پاسخ این تمایلها و نیازها را در خارج از محدوده زندگی زناشویی بجویند.
اکنون می توانیم بر این نکته تأکید ورزیم که اسلام با پیوند دادن مسایل جنسی با وضع احکام شرعی ـ مستحب و واجب و حرام ـ که به این بعد از زندگی انسان مربوط است نوعی فرهنگ جنسی را پایه گذاری کرده است. اما هنگامی که ما در این قضیه تحقیق می کنیم به تأمل در مبدأ آن می پردازیم تا بر این نکته تأکید کنیم که این قضیه (فرهنگ دهی جنسی) در دایره حرامها و ممنوعات قرار ندارند بلکه در محدوده حلالها و مُجازها قرار گرفته اند.
اما دگرگونی اوضاع فرهنگی و اجتماعی گاه اثرهای منفی ای بر فرهنگ جنسی یا شکل خاصی از این فرهنگ به جای می گذارد بویژه اگر فضاهای ترویج فرهنگ جنسی کودکان و نوجوانان را هم تحت شمول بگیرد که به سبب برانگیختن تجربه ای ناآگاهانه و بی جهت در شخصیت کودک و نوجوان او را در معرض انحراف از مسیر پاک اسلامی قرار می دهد و به این ترتیب نتایج منفی ای به بار می آورد. بنابراین، لازم است که این مسأله (فرهنگ جنسی) با نهایت دقت و هوشیاری آموزش داده شود. و محیط و میدان اثر و شخصیت انسانی که مخاطب آن است شناخته شود.
آنچه که می خواهم بر آن تأکید کنم این است تمدن معاصر پایه گذار فرهنگ جنسی نیست بلکه اسلام در قرنها پیش این فرهنگ را با جزئیاتی که از آن سخن گفتیم بنیاد نهاده است.
جنسی
برنامه ریزی برای فرهنگ بخشی به نسل جوان در زمینه مسایل جنسی، امری ضروری است. یعنی باید شیوه ها و فضاها و جزئیات این کار دارای برنامه ای باشد چنان که صبغه علمی آن بر شیوه فرهنگی غلبه کند و در عین حال زمینه انگیزش جنسی را فراهم نکند.
برای انجام این مهم باید به کودک و نوجوان تفهیم کرد که اعضای جنسی او چیزی نیست که از حیات او بیگانه باشد بلکه وجود آن امری کاملاً طبیعی است و به سبب داشتن آن نباید احساس عیب و ننگ و غرابت کرد. اما در باره این اعضا احکام شرعی ای داریم که اقتضای پوشیده بودن آن را دارد و دایره فعالیت و تحریک آن را در شرایط مشخصی و درست چنان که خداوند خواسته است مجاز می داند. این اعضا همانند دیگر اعضای پیکر انسان است که در باره شان ممنوعات و محرماتی وجود دارد، که مثلاً خوردن غذایی با فلان وصف حرام است یا نگاه به چهره فلان شخص حرام است.
جا انداختن این مسأله پیش از اینها نیاز به فضای مناسبی دارد و وظیفه ماست که برای ایجاد این فضا، برنامه ریزی و زمینه سازی کنیم، زیرا در بسیاری از مناطق این کار را عمل یا فرهنگی غیر اخلاقی می شمرند. اگر ما بتوانیم برای این امر برنامه ریزی کنیم و تدبیری بیندیشیم، توان جهت بخشی و هدایت نسل نوجوان را به سوی فرهنگ جنسی خواهیم داشت. این آموزش باید به صورت علمی و موضوعی به آنان منتقل شود. حتی در باره مسأله ولادت و اینکه جنین از کجا می آید و ... باید با آنان به صراحت سخن بگوییم. اما به شیوه ای برنامه دار، و آگاهی بخشی به نوجوان در این زمینه باید در طی مراحل و گام به گام انجام شود.
طبیعت مسأله جنسی گاه برخی از کودکان را به تجربه آن می فریبد. چنان که مشاهده می شود که بعضی از کودکان وقتی برخی از فیلمهای تلویزیونی را می بینند، اقدام به تطبیق عملی آن می نمایند و به تجربه ای ناگوار و زشت دست می زنند. همچنین می بینیم کسانی از خوانندگان داستانهای جنسی یا بینندگان فیلمهای جنسی تحریک و تهییج می شوند تا چنان عمل انحراف آمیزی را تجربه کنند در حالی که اگر فرهنگ جنسی رواج می یافت، فضای روانی و درونی و فضای محیط به گونه ای می بود که او را به طرز طبیعی و مشروع به مقصود می رسانید. بر این نکته تأکید می کنم که وضعیت تبلیغاتی جوامع امروز که از راه تلویزیون و تبلیغات پا به درون هر خانه ای گذاشته است و نیز صحنه های واقعی ای که جوانان و نوجوانان در کنار دریاها و ... مشاهده می کنند گونه ای فرهنگ جنسی به آنان داده است، چنان که چشم و گوششان را باز کرده و اطلاعات و دانسته های آنان را از معلومات پدر و مادرشان فزونتر کرده است.
در اینجا به یاد لطیفه ای می افتم که می گوید: دو زن با هم مشغول گفتگو بودند. یکی به دیگری گفت: دخترم به سن بلوغ رسیده است، نمی دانم چگونه باید در باره مسایل مربوط به بلوغ و جنسیت با او سخن بگویم؟ دیگری به او گفت: به او بفهمان که تو به همان اندازه که او از این مسایل آگاهی دارد، اطلاع داری زیرا چه بسا که او بیشتر از تو بداند.
بنابراین مسأله فرهنگ جنسی نیاز ضروری و واقعی جامعه امروز است زیرا امروزه به وسیله فیلمها و کتابهای ارزان قیمت، گونه ای فرهنگ جنسی [انحراف آمیز] بدون هیچ حد و ضابطه ای به دختران و پسران جوان عرضه می شود. از این رو لازم است که آگاهان و اصلاحگران جامعه بکوشند با برنامه ریزی معین و حساب شده ای نسل جوان را از فرهنگ جنسی انحراف آمیز نجات بخشند.
فرهنگ دهی جنسی از طریق خانواده یا از طریق مدرسه؟
آیت اللّه فضل اللّه : ما نمی توانیم این مسأله را در حد فاصلی مرزبندی کنیم و در محدوده معینی محبوس نماییم. گاه کودکان در مقطعی از زندگی، وقتی سؤالی در باره کیفیت ولادت برایشان مطرح می شود یا وقتی متوجه اعضای خاص خود می شوند و در پی شناخت آن برمی آیند، به این حد از فرهنگ دهی نیازمند است. و وقتی که خواهر متوجه ناهمگون بودن شکل خود و ترکیب برادرش می شود، در این مسایل پدران و مادران می توانند با استفاده از شیوه های آگاهی بخشی به صورت هماهنگ این فرهنگ را به فرزندان منتقل کنند تا به آن کودک پاسخی درست داده باشند.
در مقطعی دیگر آموزش بیرون از خانه بویژه آموزش مدرسه مورد نیاز است و فرهنگ دهی علمی در مدارس ضرورت پیدا می کند. بویژه آنکه برخی از مواد درسی ای که مربوط به بهداشت یا حیوان شناسی است به مسأله کیفیت تولیدمثل و ویژگیهای فردی حیوانات در این زمینه می پردازد و این خود موجب می شود تا دانش آموزان جزئیاتی را که برای شرح مفصل مسایل جنسی حیوانات بدان نیاز است، مطالعه کنند.
مشکلی که امروزه با آن روبه روییم این است که فضای عمومی جوامع امروزی به تقلید از تمدن غرب، به شکل فضای جنسی درآمده است و مسأله جنس در زمره مسایلی قرار گرفته است که انسان در ابراز و اظهار آنها احساس آزادی کامل می کند، درست همانند آزادی ای که در زمینه های عمومی دیگر احساس می کند و اگر جوامع شرقی دارای نوعی تعهد و التزام و پوشیدگی نسبت به بعد جنسی نبودند تمدن منحرف غرب می توانست وضع شرق را از حالت اسلامی ای که دارد به وضعیت عنان گسیخته ای بدل کند که مردم غرب در آن به سر می برند.
طبیعی است هنگامی که فرهنگ جنسی بدون هوشیاری و دوراندیشی در چنین فضایی فعال شود، روند انحراف را سرعت و سهولت می بخشد.
مفهوم لغوی واژه «عیب» نقص اخلاقی، جسمی یا رفتاری انسان است. بنابراین انحراف اخلاقی هم می تواند عیب به شمار آید. زنای دختران برای خانواده شان عیب و ننگ شمرده می شود. نپوشاندن اعضای تناسلی در برابر مردم عیب است. عیب بودن این دو در نتیجه تحریم شرعی است، که شرع این دو کار را نشانه سستی و کاستی دین می داند و از سوی دیگر، این دو عمل نشانه کاستی (نقص) اجتماعی است زیرا سنتهای اجتماعی آن دو را برنمی تابند.
اما اسلام نمی پذیرد که انسانی بار عیب انسان دیگر را بر دوش بکشد. بنابراین اگر یکی از نزدیکانم منحرف شد اگر چه نزدیکترین نزدیکانم باشد، عیب و ننگ او به من سرایت نخواهد کرد. زیرا اسلام بر این اصل پای می فشرد که «ولا تزر وازرةٌ وزر اخری.»(1) و هیچ باربُرداری بار [گناه [دیگری را برنمی دارد. با این مطلب روشن می شود آنچه که با عنوان شستن ننگ خانوادگی در باره زنی که خطای جنسی مرتکب شده، گفته می شود مفهومی جاهلی است نه اسلامی، زیرا اسلام بار مسؤولیت را بر دوش خود فرد ـ زن زناکار یا مرد زناکار ـ گذاشته است و ننگ را هم ویژه خود آنها می داند و نه متوجه دیگر افراد خانواده یا بستگان آنها.
انحراف جنسی ناشی از خطا در یافتن فرهنگ جنسی یا کاستی آن نیست. بلکه از محرومیت جنسی ای که فضای اجتماعات ما را در بر گرفته است، ناشی می شود.
آیت اللّه فضل اللّه : من نمی گویم که فرهنگ جنسی تنها عیب و انحراف است، البته ارتباط با آن دارد. اما من می گویم که فرهنگ جنسی می تواند دریچه انحرافی را به سوی انسانی که معلومات پیشین در این زمینه ندارد بگشاید.
برای دختران و پسران خود شرح دهیم و تا چه اندازه مجازیم چشم و گوششان را در این زمینه باز کنیم؟
آیت اللّه فضل اللّه : این مسایل درست همانند دیگر مسایل علمی است که بازگو کردن آن برای کودکان نیازمند شرح و تفسیر است. گاه نه ضرورت اقتضا می کند و نه زمینه مناسبی یافت می شود که کودک به این امور به طور تفصیلی آگاهی یابد. بلکه می توانیم برای او مسأله ولادت را همانند مسأله زراعت یا تخمگذاری، تفسیر کنیم.
ضروری است که جامعه را در این زمینه به فرهنگ مجهز کنیم و این مسأله را وارد فرهنگ عمومی جامعه کنیم و شیوه های درست و استوار فرهنگ جنسی را به پدران و مادران عرضه کنیم که با بهره جویی از آن بتوانند پاسخ کودکانشان را بدهند.
مدارس به فرهنگ دهی جنسی،نظرتان چیست؟
آیت اللّه فضل اللّه : من این کار را تأیید می کنم. البته طبیعی است که باید ویژگی هر ماده درسی از جهت تأثیر مثبت و منفی ای که ممکن است بر دانش آموز فراگیرنده آن یا بر فضای عمومی جامعه بر جای بگذارد، کاویده شود.
تصویرهای مستهجن چیست؟
آیت اللّه فضل اللّه : مبنای شرعی و اخلاقی ای که نگاه به مواضع خاص دیگران را ممنوع می داند قابل تعمیم به فرض نظر به این مواضع در فیلم و عکس است، زیرا تقریبا تمام آثار منفی ای که مشاهده مستقیم در پی دارد، در مشاهده از طریق فیلم و عکس وجود دارد.
ما این اصل را مبنای فتوا [به حرمت مشاهده فیلمها و عکسهای مبتذل] می دانیم، اما در عین حال معتقدیم که این امر ممکن است استثنا بپذیرد. زیرا برای بعضی انسانها که مبتلا به حالت سردی جنسی ـ که هم در زن و هم در مرد امکان بروز دارد ـ ، نگاه کردن به فیلمهای جنسی موجب نجات زندگی زناشویی از تباهی است. بنابراین در چنین موردی، مشاهده کردن چنین صحنه هایی به عنوان دارویی جهت درمان است. اما مشاهده چنین فیلمها و تصویرهایی در غیر این حالت، موجب آشفتگی روانی می شود.
ادامه دارد...
بازار موسیقی در کشور ما کساد است. اقتصاد موسیقی نمی چرخد، این یک حقیقت است. حقیقتی که بیش از آن که مربوط به مشکلات مربوط به کپی رایت باشد، به نحوه ممیزی در کشور ربط پیدا می کند. بسیاری از آلبوم ها در کشور ما مجوز نمی گیرند. صرف نظر از مشکلات مربوط به ممیزی موسیقی اصیل و سنتی، مشکل برگ امروز گریبان موسیقی پاپ کشور را گرفته است. البته این در حالی است که بخواهیم به طور کلی منکر وجود انواع هیپ هاپ و راک و بلوز در سیستم زیر زمینی موسیقی کشور شویم.
به گزارش«فردا» مسئولان ارشاد همواره از اخلاق گفته اند و جلوگیری از ترویج فساد توسط موسیقی در کشور. این در حالی است که در سوی دیگر ماجرا جوان هایی هستند که به واسطه ورود تجهیزات ساخت و ضبط موسیقی به کشور، کنجکاو و علاقه مند به کار ساخت موسیقی اقدام می کنند. این موسیقی زیر زمینی و جوان پسند نمی تواند بدون ویترین به داشتن مخاطب امیدی داشته باشد. وقتی پیشخوان فروشگاه های موسیقی ما از آثار جوان پسند خالی است. وقتی پوستر های مغازه های موسیقی در خیابان انقلاب ماه ها بر روی دیوار باقی می مانند و هیچ جایگزینی ندارند به طور قطع، پوستر های موسیقی غیر قانونی از راه های غیر قانونی تهیه می شوند. این پوستر ها که به صورت گسترده در اینترنت پخش شده اند به معنای واقعی فاقد ارزش زیبایی شناسانه ای هستند. پوستر و جلد آلبوم در واقع تنها بخش بصری آن است و علی رغم بی توجهی که به آن می شود بسیار مهم است و می تواند نماینده چهره واقعی موسیقی کشور شود.
جوان های جویای نامی که قصد کسب شهرت از راه موسیقی را دارند معمولا عکس هایی از خود در این طرح ها می گنجانند که بر سایر قسمت های طرح، قالب است و البته چهره آن ها در این عکس های آتلیه ای، هر چه باشد چهره بایسته و شایسته یک جوان ایرانی نیست.
یک طراح و گرافیست، که شغلش طراحی پوستر و کلیپ تصویری برای این افراد است می گوید: بدون تعارف خوانندگان زیر زمینی ما دو دسته هستند. ثروتمندان و فقیر ها. آن دسته از افرادی که می خواهند برای شهرت دست به جیب شوند به سراغ من می آیند. برای آن ها کار حرفه ای انجام می دهم و آن ها کلیپ هایشان را به شبکه های خارجی می فروشند. پوستر هایشان هم به وفور در اینترنت قابل دسترسی است. دسته دوم هم افرادی هستند که پولی برای تبلیغ کارشان ندارند. همیشه هم پسر خاله یا دوست هم محله ای هست که بتوانند برای طراحی جلد آلبوم روی او حساب کنند. بعد از این که عکس های مخصوص را در آتلیه های خاص گرفته شد، خودشان پوستر و جلد تهیه می کنند. نمی توان انتظار داشت که این کار را حرفه ای و تأیید شده دانست زیرا اصولا قرار نیست به صورت گسترده پخش شود و برای هیچ یک از مسئولان هم مهم نیست.
وقتی از او، که روزانه با خوانندگان زیادی سر و کار دارد درباره تأثیر ممیزی بر روی موسیقی زیر زمینی می پرسیم می گوید: موزیسن های ما برای ورود به روند قانونی و رسمی موسیقی کشور روش تازه ای دارند. دیگر زمان خروج از کشور برای انتشار آزاد موسیقی گذشته است. آن ها از روش مهندسی معکوس استفاده می کنند و خوب هم جواب می گیرند. به این شکل که در ابتدای کار به هیچ وجه به ارشاد مراجعه نمی کنند. این غلط است اگر گمان کنیم یک جوان گمنام شانسی برای گرفتن مجوز دارد. بر عکس آن ها چند آلبوم نخستشان را به صورت زیر زمینی منتشر می کنند و وقتی به شهرتی رسیدند و ترانه هایشان شنیده شد تازه برای گرفتن مجوز اقدام می کنند و اتفاقا مجوز هم می گیرند.
او راست می گوید. این ها همان هایی هستند که تا مدتی قبل مورد غضب ارشاد بودند و با چوب زیرزمینی و سخیف از چرخه اقتصاد رسمی موسیقی رانده می شدند. موزیک همان موسیقی است. خواننده هم همان خواننده است. ممیز ها هم که لابد همان ها هستند. بیایید از خودمان بپرسیم، ضوابط اخذ مجوز در ارشاد چیست. شاید یافتن پاسخ این پرسش گره کور موسیقی سخیف و غیر حرفه ای را در ایران باز کند.
یکی از فروشندگان محصولات فرهنگی در مرکز شهر می گوید: گاهی افرادی می آیند و چند نسخه از آلبومشان را برای فروش به ما می سپارند. این افراد به سختی توانسته اند مجوز آلبومشان را از ارشاد بگیرند ولی عملا هیچ حمایت دیگری از آن ها نشده است. طبیعی است که دسترسی به سیستم حرفه ای تولید و انتشار آلبوم ندارند. آن ها حتی نمی توانند برای کارشان تبلیغ کنند. وقتی سیستم انقدر مریض است نمی توان انتظار داشت که آن ها به دنبال طرح های هنرمندانه باشند. عموما به عکس خودشان را با نام آلبوم و توضیحات مختصر به عنوان طرح جلد و پوستر قناعت می کنند.
موسیقی به راه خود می رود. چه به صورت رسمی و چه غیر رسمی. هیچ کس هم نمی تواند جلوی آن را بگیرد. همه انواع موسیقی هم به علت حضور اینترنت سه گیگ و ده گیگ دانلود به خانه تک تک ما راه پیدا می کند. به نظر می رسد برخی مسئولین در رأس سیاست گذاری فرهنگی کشور قصد دارند خودشان را به آن راه بزنند و حقایق جامعه را نبینند.





نقش حجاب در تکامل زن از منظر آيت الله العظمي خامنه اي

عفاف عامل تکامل زن
1-قلمرو تکامل انساني
2- قلمرو و تکامل اجتماعي
الف- حفظ تعالي و تکريم شخصيت زن از چشم ديگران:
ب- حفظ عفاف زن:
ج- حفظ امنيت اجتماعي براي زنان و مردان به منظور انجام مسئوليت هاي اجتماعي آنها:
حسن ختام
شمایک آیه قرآن هم درمورد حجاب نمیتوانید بیاورید
باسلام.شایدشماهم ازافرادی که حجاب مناسبی ندارنداین سخن راشنیده اید که اینهاهمه حرفهای شیخها است که ازخودشون درآوردن خداکی اینقدمخالف آزادی زنه...ویااین که یک آیه هم توقرآن نیومده که زنها بایدحجابشون روکامل رعایت کنن وحتی یه تارموشون بیرون نباشه...
درجواب این حرفهااول میتوان گفت که اولابراساس احادیث بسیارحرف ولی فقیه ومراجع معظم هحکم کلام امام معصوم رادارد اما ایرادنداره ماسراغ خودقرآن میریم .شماکه فقط حرف قرآن رو به قول خودتون قبول دارید دیگه چه بهونه ای میتونید بیارید مقاله ذیل رومطالعه کنیدوببینیدچقدخداوندکریم درقرآن به حجاب سفارش کرده

حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال این کلمه بیشتر به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش میدهد که پرده، وسیلهی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده میشود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد.
حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است.
1_ بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن؛
2_ بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است.
این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمیتوان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.
اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب میتواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که می تواند از لغزش ها و گناه های روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید.
علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی میکند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شدهاند.
هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسیلهی تزکیهی نفس و تقوا به دست میآید.
إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ (حجرات آیه 13) ؛ بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.
«هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ.» ؛ اوست خدایی که میان عرب امّی (قومی که خواندن و نوشتن هم نمی دانستند) پیغمبری بزرگوار از همان قوم برانگیخت، تا بر آنان وحی خدا را تلاوت کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با آن که پیش از این، همه در ورطهی جهالت و گمراهی بودند.
از قرآن کریم استفاده میشود که هدف از تشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی، دستیابی به تزکیهی نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی است.
ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند
«یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا » (احزاب آیه 59) ؛ ای پیامبر، به زنان و دخترانت و نیز به زنان مؤمنین بگو خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و مورد اذیت قرار نگیرند. و خداوند بخشنده مهربان است.
جلاب یعنی پوشش سراسری؛یعنی زن باید همه اندامش پوشیده باشد تا همچون گلی لطیف از دسترس هوسرانان مصون و محفوظ باشد در سوره نور آیه 31 نیز مفصلا در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرمان سخن به میان آمده است.

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ (نور؛30) ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند.
قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ (نور؛31) ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند.
نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرماست. به زنان دستور داده شده است به گونهای راه نروند که با نشاندادن زینتهای خود باعث جلب توجه نامحرم شوند
وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ (نور؛31) ؛ و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.
از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده میشود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوهی پوشش، نگاه، حرف زدن و راه رفتن است .
بنابراین حجاب و پوشش زن نیز به منزلهی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند. همین مفهوم منع و امتناع در ریشهی لغوی عفت نیز وجود دارد.
دو واژهی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترکاند.
تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگیهای عمومی انسان است؛ بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیهی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیشتری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیشتر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر در مواجهه با نامحرم میگردد.
قرآن مجید به شکل ظریفی به این تأثیر و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه میدهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباسهای رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت میگوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباسهایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر است.
«وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ. » (نور آیه 60)
علاوه بر رابطهی قبل، بین پوشش ظاهری و عفت باطنی، رابطهی علامت و صاحب علامت نیز هست؛ به این معنا که مقدار حجاب ظاهری، نشانهای از مرحلهی خاصی از عفت باطنی صاحب حجاب است. البته این مطلب به این معنا نیست که هر زنی که حجاب و پوشش ظاهری داشت، لزوماً از همهی مراتب عفت و پاکدامنی نیز برخوردار است.
با توجه به همین نکته، پاسخ این اشکال و شبههی افرادی که برای ناکار آمد جلوه دادن حجاب و پوشش ظاهری، تخلفات بعضی از زنان با حجاب را بهانه قرار میدهند آشکار میگردد؛ زیرا مشکل این عده از زنان، ضعف در حجاب باطنی و فقدان ایمان و اعتقاد قوی به آثار مثبت حجاب و پوشش ظاهری است و قبلاً گذشت که حجاب اسلامی ابعادی گسترده دارد و یکی از مهمترین و اساسیترین ابعاد آن، حجاب درونی و باطنی و ذهنی است که فرد را در مواجهه با گناه و فساد، از عقاید و ایمان راسخ درونی برخوردار میکند؛ و اساساً این حجاب ذهنی و عقیدتی، به منزلهی سنگ بنای دیگر حجابها، از جمله حجاب و پوشش ظاهری است؛ زیرا افکار و عقاید انسان، شکل دهندهی رفتارهای اوست.
البته، همانگونه که حجاب و پوشش ظاهری، لزوماً به معنای برخورداری از همهی مراتب عفاف نیست، عفاف بدون رعایت پوشش ظاهری نیز قابل تصور نیست. نمیتوان زن یا مردی را که عریان یا نیمه عریان در انظار عمومی ظاهر میشود عفیف دانست؛ زیرا گفتیم که پوشش ظاهری یکی از علامتها و نشانههای عفاف است، و بین مقدار عفاف و حجاب، رابطهی تأثیر و تأثّر متقابل وجود دارد. بعضی نیز رابطهی عفاف و حجاب را از نوع رابطهی ریشه و میوه دانستهاند؛ با این تعبیر که حجاب، میوهی عفاف، و عفاف، ریشهی حجاب است. برخی افراد ممکن است حجاب ظاهری داشته باشند، ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش ایجاد نکرده باشند. این حجاب، تنها پوسته و ظاهری است. از سوی دیگر، افرادی ادعای عفاف کرده و با تعابیری، مثل «من قلب پاک دارم، خدا با قلبها کار دارد»، خود را سرگرم میکنند؛ چنین انسانهایی باید در قاموس اندیشهی خود این نکتهی اساسی را بنگارند که درون پاک، بیرونی پاک میپروراند و هرگز قلب پاک، موجب بارور شدن میوهی ناپاکِ بیحجابی نخواهد شد.
تنظیم : رهنما _ گروه دین و اندیشه تبیان
منبع : پایگاه اینترنتی انهار
| ||||
حجاب برای زنان مسلمان مطلقا امری است واجب و بر فرد، فرد زنان مسلمان لازم است که خود را از نامحرمان بپوشانند و به زمان خاصی اختصاص ندارد، لذا وجوب حجاب در نماز یکی از مصادیق است. "قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم ان الله خیر بما یصنعون-30- و قل للمؤمنان یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن و لا یبدین زینتهن -31-." "به مومنان بگو چشم های خود را "از نگاه به نامحرمان" فرو گیرند، و عفاف خود را حفظ کنند؛ این برای آنان پاکیزه تر است؛ خداوند از آنچه انجام می دهید آگاه است! و به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را "از نگاه های هوس آلود" فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند، و زینت خود را –جز آن مقدار که نمایان است- آشکار ننمایانند و "اطراف" روسری های خود را بر سینه خود افکنند "تا گردن و سینه با آن پوشانده شود" و زینت خود را آشکار نسازند.)[1] آثار بی عفتی و بی حجابی: از آنجهت که امر و نهی اسلامی در جای خود.[2] ثابت شده است که بر مبنای مصلحت و مفسده تشریع شده است، و رعایت حجاب و عفاف هم یکی از دستورات مسلم قرآنی است لذا ترک آن موجب مفسده و رعایت آن موجب پاکدامنی)[3] جامعه می گردد و ترک آن موجب مفسده است. زیرا اگر مثلا یک خانم زیبائی هایی را که باید بپوشاند از نامحرمان نپوشاند، مردان هوسباز را تحریک نموده و باعث ایجاد فساد می گردد. لذا در احادیث از نگاه های هوس آلود به تیر مسموم تعبیر شده است: "قال النبی (ص) النظر سهم مسموم من سهام ابلیس فمن ترکها خوفا من الله اعطاه ایمانا یجد حلاوته فی قلبه." "رسولخدا (ص) فرموده است: نگاه به نامحرمان تیری از تیرهای مسموم شیطان است، هر کس آنرا به خاطر خدا ترک کند خدا ایمانی عطا نماید که شیرینی آنرا در جان خود احساس نماید.)[4] تذکر: بی حجابی از جهت آنکه عامل تحریک افراد هوسباز می گردد، و هوسبازی موجب اخلال در سلامت اخلاقی جامعه است، بر حکومت است که جهت حفظ نظام اجتماعی از بی حجابی یا بد حجابی جلوگیری نماید زیرا حفظ سلامت اخلاقی اجتماع بر عهده دولت است که برخاسته از آیات و روایات منجمله آیات امر به معروف و نهی از منکر.[5] در نتیجه دستورات همان دستور اسلام است |
علت و فلسفه ی پیدا شدن حجاب چیست؟
درباب علت پیدا شدن حجاب نظریات گوناگونی ابراز شده است و غالباً این علت برای ظالمانه یاجاهلانه جلوه دادن حجاب ذکر شده است ما مجموع آن را ذکر می کنیم.
1. میل به ریاضت و رهبانیت (ریش? فلسفی)
2. عدم امنیت و عدالت اجتماعی (ریش? اجتماعی)
3. پدر شاهی و تسلط مرد بر زن و استثمار نیروی وی در جهت منابع اقتصادی مرد (ریش? اقتصادی)
4. حسادت و خودخواهی مرد (ریش? اخلاقی)
5. عادت زنانگی زن و احساس او به اینکه در خلقت از مرد چیزی کم دارد، به علاوه مقررات خشنی که در زمین? پلیدی او و ترک معاشرت با او در ایام عادت وضع شده است (ریش? روانی)
علل نامبرده یا به هیچ وجه تاثیری در پیدا شدن حجاب در هیچ نقطه ازجهان نداشته است و بی جهت آنها را به نام علت حجاب ذکر کرده اند و یا فرضاً در پدید آمدن بعضی از سیستمهای غیر اسلامی تاثیر داشته است.در حجاب اسلامی تاثیر نداشته است یعنی حکمت و فلسفه ای که در اسلام سبب تشریع حجاب شده، نبوده است.عللی که ذکر کردیم کم و بیش مورد استفاد? مخالفان پوشیدگی زن قرار گرفته است.به عقید? ما یک علت اساسی درکار است که مورد غفلت واقع شده است. ریش? این پدیده را باید دریک تدبیر ماهرانه غریزی بودن خود زن جستجو کرد.
دقیق ترین آنها این است که حیا و عفاف و ستر و پوشش تدبیری است که خود زن با یک الهام برای گرانبها کردن خود و حفظ موقعیت خود در برابر مرد به کار برده است. زن، باهوش فطری و با یک حس مخصوص به خود دریافته است که از لحاظ جسمی نمی تواند بامرد برابری کند و اگر بخواهد در میدان با مرد پنچه نرم کند از عهد? زور و بازوی مرد برنمی آید، و از طرف دیگر نقط? ضعف مرد را در همان نیازی یافته است که خلقت دروجود مرد نهاده است که او را مظهر عشق و طلب وزن را مظهر معشوقیّت و مطلوبیّتد قرارداده است.
در طبیعت، جنس نر گیرنده و دنبال کننده آفریده شده است. به قول ویل دورانت:
«آداب جفت جویی عبارت است از حمله ی برای تصرف در مردان، و عقب نشینی برای دلبری و فریبندگی در زنان...مرد طبعاً جنگی و حیوان شکاری، عملش مثبت و تهاجمی زن برای مرد همچون جایزه ای است که باید آن را برباید.»
مولوی راجع به تاثیر حریم و حایل میان زن و مرد در افزایش قدرت و محبوبیت زن و بالا بردن مقام او و گداختن مرد در آتش عشق و سوز، مثلی لطیف می آورد.آنها را به آب و آتش تشبیه می کند، می گوید مثل مرد مثل آب است و مثل زن مثل آتش، اگر حائل میان آب و آتش برداشته شود آب بر آتش غلبه می کند و آن را خاموش می سازد، اما اگر حائل میان آن دو برقرار گردد مثل اینکه آب را در دیگی قرار دهند و آتش در زیر آن دیگ روشن کنند. آن وقت است آب آتش را تحت تاثیر خود قرار می دهد، اندک اندک او را گرم می کند و احیاناً جوشش و غلیان در او به و جود، می آورد،تا آنجا که سراسر وجود او تبدیل به بخار می سازد.
منبع: مسئله ی حجاب
شهید آیت الله مطهری